چگونه با جراحی شکم دوباره با آینه آشتی کردم؛ روایتی واقعی از ترس تا زیبایی

تصمیم نهایی برای انجام عمل ابدومینوپلاستی شاید یکی از چالش‌برانگیزترین دوراهی‌های زندگی من بود. سال‌ها بود که با تصویر خودم در آینه در جنگ بودم. بعد از دو بار بارداری و کاهش وزن شدید، چیزی که باقی مانده بود، نه چربی اضافه، بلکه پوستی شل و افتاده بود که هیچ رژیم و ورزشی حریفش نمی‌شد. امروز می‌خواهم به دور از اصطلاحات پیچیده پزشکی، تجربه شخصی خودم را از روز اول تصمیم‌گیری تا دوران نقاهت با شما در میان بگذارم؛ شاید این نوشته راهنمای کسانی باشد که مثل گذشته‌ی من، سردرگم هستند.

عمل ابدومینوپلاستی

چرا ورزش جواب نداد؟

من همیشه آدم فعالی بودم. باشگاه می‌رفتم، کالری می‌شمردم و سالم می‌خوردم. عضلات شکمم زیر لایه‌ای از پوست اضافه سفت شده بودند، اما ظاهر بیرونی تغییری نمی‌کرد. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که بسیاری از ما را ناامید می‌کند. وقتی با جراحم مشورت کردم، او حقیقت تلخی را به من گفت: “پوست اضافه مثل یک پارچه کش‌آمده است؛ با ورزش نمی‌توانید آن را جمع کنید، باید قیچی شود.” درک این واقعیت اولین قدم من به سمت اتاق عمل بود.

روز جراحی: استرس و امید

روز عمل ترکیبی از ترس و هیجان بود. نگرانی از بیهوشی و جای بخیه وجود داشت، اما شوق پوشیدن لباس‌هایی که سال‌ها در کمد خاک می‌خوردند، بر ترس غلبه می‌کرد. عمل من حدود ۳ ساعت طول کشید. وقتی در ریکاوری به هوش آمدم، اولین حسی که داشتم “سفتی” بود. انگار شکمم را با محکم‌ترین کمربند دنیا بسته بودند. درد؟ بله وجود داشت، اما با مسکن‌ها کاملاً قابل کنترل بود. بیشتر از درد، حس کشیدگی در ناحیه شکم بود که باعث می‌شد نتوانم کاملاً صاف بایستم.

هفته اول: روزهای خمیده راه رفتن

بیایید صادق باشیم، هفته اول آسان نیست. شما باید کمی خمیده راه بروید تا به بخیه‌ها فشار نیاید. خوابیدن فقط به صورت طاق‌باز و با پاهای جمع شده ممکن بود. من مجبور بودم دائم از “گن مخصوص” استفاده کنم. این گن بهترین دوست و بدترین دشمن شما در دوران نقاهت است؛ از طرفی ورم را کم می‌کند و حس امنیت می‌دهد، و از طرفی پوشیدن مداومش کلافه‌کننده است. اما هر بار که گن را برای تعویض پانسمان باز می‌کردم و شکم تختم را می‌دیدم (حتی با وجود ورم و کبودی)، لبخند می‌زدم. آن پوست آویزان و ترک‌خورد‌ه‌ی مزاحم، دیگر وجود نداشت.

بازگشت به زندگی و جای بخیه

یکی از بزرگترین ترس‌های من جای بخیه (اسکار) بود. خط برش ابدومینوپلاستی معمولاً بلند است و از این پهلو تا آن پهلو ادامه دارد. اما جراح با مهارت آن را دقیقاً در خط بیکینی پنهان کرده بود. الان که چند ماه از عملم می‌گذرد، جای بخیه تبدیل به یک خط باریک و کمرنگ شده که به راحتی زیر لباس زیر پنهان می‌شود. استفاده از کرم‌های ترمیم‌کننده و لیزر که دکتر تجویز کرده بود، در محو شدن این خط معجزه کرد.

آیا ارزشش را داشت؟

حالا که به عقب نگاه می‌کنم، پاسخ من یک “بله” قاطع است. عمل ابدومینوپلاستی فقط ظاهر من را تغییر نداد، بلکه اعتماد به نفسم را بازگرداند. حالا می‌توانم بدون خجالت لباس شنا بپوشم، شلوارهای فاق کوتاه بپوشم و وقتی می‌نشینم نگران چین‌خوردگی‌های شکمم نباشم.

اگر شما هم در شرایطی هستید که پوست شکم‌تان کیفیت خود را از دست داده و عضلات‌تان از هم فاصله گرفته‌اند (دیاستازیس)، احتمالا جراحی تنها راه حل واقعی و دائمی شماست. البته فراموش نکنید که انتخاب یک جراح فوق تخصص پلاستیک که هنر و علم را با هم داشته باشد، مهم‌ترین بخش این پروسه است. بدن شما، بوم نقاشی پزشک است؛ پس آن را به دست هر کسی نسپارید.

 

۰ ۰
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در تات بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.